بازاریابی داده محور | تصمیم گیری داده محور | کلان داده | آنالیز داده | داده کاوی | هوش بازاریابی | استراتژی بازاریابی

استارپ آپ چیست؟

استارت آپ، واژه‌ای که در سال‌های اخیر زیاد در مورد آن خوانده و شنیده‌ایم. حتی این موضوع وارد کشورمان نیز شده و بعضا شاهد برگزاری گردهمایی‌های تحت عنوان استارت آپ ویکند در شهرهای مختلف کشورستیم. اما به واقع تعریف استارت آپ چیست؟ با زومیت همراه باشید تا نگاهی به این تعریف داشته باشیم  تبلیغات فروشگاه اینترنتی دیجی کالانمایندگی های ایران استارت آپ واژه‌ای است که در سال‌های اخیر در اخبار دنیای فناوری به کرات شاهد استفاده از آن در توصیف کمپانی‌های نوپایی هستیم که راهکارهای جدیدی را برای حل مشکلات و مسائل موجود در دنیای فناوری مطرح می‌کنند. به طور قطع منشا این واژه در سن فرانسیسکو و دره‌ی سیلیکون نهفته است. اما استارت آپ چیست و به چه کمپانی‌هایی استارت آپ اطلاق می‌شود؟

نیل بلومنتال، موسس و مدیرعامل کمپانی واربی پارکر  (Warby Parker)

استارت آپ را این چنین تعریف می‌کند

 

استارت آپ یک کمپانی نوپا است که که راه‌حلی نوین را برای یک مساله ارائه می‌کند؛ در حالی که تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راه حل ارائه شده وجود ندارد بسیاری استارت آپ را فرهنگ نوینی برای اندیشه‌های نو و خلافیت برفراز ایده‌های موجود می‌دانند که هدف از آن برطرف کردن مشکلات موجود در نقاط کلیدی است که به عنوان پاشنه‌ی آشیل راه‌حل‌های موجود شناخته می شوند.

 

آدورا چئونگ، موسس و مدیرعامل کمپانی هوم‌جوی (Homejoy) که یکی از استارت‌آپ‌های مطرح ایالات متحده در سال ۲۰۱۳ بوده، در تعریف استارت آپ این مفهوم را با عنوان پنجره ی ذهن رو به آینده خوانده است. وی در این خصوص چنین اظهار نظر کرده است

تاسیس یا پیوستن به یک استارت آپ به معنای یک تصمیم جدی برای جدا شدن از شرایط ایده‌آل و پایدار به منظور دستیابی به رشد برق‌آسا و تلاش برای ایجاد موجی از تغییرات در مدت زمان کوتاه است.

 

Merriam-Webster

براساس تعریف استارت آپ به این معنی است عمل یا مجموعه‌ای از کارها به منظور یک حرکت جدید و یک شرکت یا کسب و کار نوپا .

فرهنگ واژگان انگلیسی آمریکن هریتیج نیز استارت آپ را تعریف کرده :

یک کسب و کار یا تعهدی که به تازگی آغاز به فعالیت کرده است ویکیپدیا نیز استارت آپ را یک تجارت نوپا در قالب یک کمپانی، شراکت یا سازمان موقت تعریف می‌کند که در پی ایجاد و راه‌اندازی یک مدل تجاری جدید در زمینه‌ی خاصی است. ویکیپدیا نیز نوآوری را به عنوان شاخصه‌ی اصلی استارت آپ عنوان کرده و به این نکته اشاره کرده که در باور عمومی، استارت‌آپ‌ها معمولا ماهیتی مرتبط با فناوری دارند؛ اما این موضوع همیشه صحت ندارد. این دایره‌المعارف اینترنتی درونمایه‌ی استارت آپ را در جاه طلبی، نوآوری و تلاش برای رشد در سطح جهانی تعریف کرده است.

 

با توجه به تعاریف ارائه شده می‌توان به روشنی دید که تاسیس استارت آپ نیاز به برقراری قوانینخاصی ندارد؛ حال آنکه درآمد، سود  و تعداد کارکنان همواره در کمپانی‌های بزرگ تغییر کرده و دغدغه‌ی این مسائل را نیز دارند. استارت آپ فارغ از مسائلی که کمپانی‌های بزرگ با آن دست به گریبان هستند، فقط در زمینه‌ی کاری خود مشغول به کار است.

 

از نظر پول گراهام، مدیرعامل کمپانی Y Combinator که یک سرمایه‌گذار در زمینه‌ی شتاب بخشیدن به رشد استارت آپ‌ها است، یک کمپانی با قدمت پنج ساله را نیز می‌توان یک استارت خواند؛ اما یک کمپانی ۱۰ ساله تقریبا در حال  دگردیسی و گسترش است.

 

با بررسی تولد و فعالیت استارت‌آپ‌ها در سال‌های اخیر می‌توان به جرات گفت که بصورت میانگین عمر استارت‌آپ ها تقریبا سه سال است و این کمپانی‌های نوپا پس از سه سال دیگر یک استارت آپ شناخته نمی‌شوند. دلایل متعددی برای پایان دوران سه ساله‌ی شناخته شدن به عنوان استارت آپ مطرح است که از جمله‌ی آن می‌توان به تصاحب شدن توسط سایر کمپانی‌های بزرگ، افزایش تعداد دفاتر به بیش از یک مرکز، افزایش درآمد به بیش از ۲۰ میلیون دلار، افزایش تعداد کارکنان به بیش از ۸۰ نفر و افزایش تعداد اعضای اصلی به بیش از پنج نفر یا فروش سهم اعضای اصلی اشاره کرد. در واقع می‌توان در یک جمله‌ی ساده رسیدن استارت آپ به سودآوری را پایانی برای شناخته شدن آن به عنوان یک استارت آپ موفق خواند.

 

در واقع فاکتور اصلی یک استارت آپ را باید توانایی آن برای رشد بدانیم. گراهام، استارت آپ را یک کمپانی تعریف می‌کند که ساختار آن برای رشد سریع معماری شده است. در واقع تمرکز برای رشد، فارغ از فاکتورهایی نظیر جغرافیایی است که اعضای استارت آپ آن را تاسیس کرده‌اند؛ از این‌رو استارت آپ‌ها را باید از کسب و کارهای کوچک جدا کرد. یک رستوران جدید در یک شهر را نباید به عنوان یک استارت آپ بشناسیم.

 

مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه‌های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده است در سال‌های اخیر، در فرهنگ عامیانه، مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده و ریشه‌های استارت آپ با فناوری در هم گره خورده است. برای مثال می‌توان به اوبر (Uber) اشاره کرد که در زمینه‌ی پیوند صنعت فناوری با حمل و نقل فعالیت می‌کند. آیا این کمپانی که هم‌اکنون موفق شده با داشتن ارزشی ۳.۵ میلیارد دلاری، سرمایه‌ای ۳۰۷ میلیون دلاری را جذب می‌کند، می‌توان یک استارت آپ به شمار آورد؟ به طور حتم پاسخ این سوال منفی است. اوبر در حال حاضر تبدیل به یک کمپانی چند ملیتی در زمینه‌ی حمل و نقل شده که براساس برآوردهای انجام شده درآمدی ۲۱۳ میلیون دلاری کسب خواهد کرد. از جمله‌ی سایر مثال‌هایی که در این باب می‌توان به آن اشاره کرد، آکیولس است. این استارت آپ با معرفی واقعیت مجازی در قالب هدست‌هایی که با اتصال به کامپیوتر می‌توانند تجربه‌ی جدیدی را برای کاربران به ارمغان بیاورند، در طول چند سال پیشرفت خارق‌العاده‌ای را شاهد بود و در نهایت نیز این کمپانی به زیر پرچم فیس‌بوک رفت که خود زمانی یک استارت آپ به شمار می‌رفت. استارت‌آپ‌ها برای پرورش فناوری‌های خود از تکنولوژی‌های متعددی استفاده می‌کنند؛ در این بین در دسترس بودن فناوری‌ یا محصولات خود این کمپانی‌ها نیز عامل مهمی در موفقیت و رشد یک کمپانی است. برای مثال در کشور آمریکا به واسطه‌ی آمارهای منتشر شده که نشان از دسترسی ۹۸ از درصد از مردم به اینترنت دارد، موفقیت فناوری‌ها و محصولات مبتنی بر اینترنت، تا حدودی تضمین شده است. زمانی که یک استارت‌آپ به اندازه‌ای رشد کند که درآمد آن به چندین میلیون دلار برسد، دیگر باید دوران استارت آپ بودن این کمپانی را رو به اتمام خواند.

البته خود موسسان استارت آپ‌ها، فاکتور خاصی را برای تعریف یک کمپانی به عنوان استارت آپ رد می‌کنندراسل دسوزا،موسس استارت آپ سیت‌گیک (SeatGeek) که در زمینه‌ی جستجوی بلیط بصورت اینترنتی فعالیت می‌کند، در این خصوص این چنین اظهار نظر می‌کند:

زمانی که موسسان و افراد در حال کار در یک استارت آپ احساس انجام یک کار خلاقانه و تاثیرگذار روی جامعه را از دست دادند نمی‌توان از عنوان استارت آپ برای تعریف یک کمپانی استفاده کرد. القای احساس نوآوری و فرهنگ پویای توسعه و پیشرفت در کمپانی با اضافه شدن نفرات جدید و همچنین گذشت چند سال از زمان تاسیس کمپانی بسیار سخت به نظر می‌رسد بسیاری از موسسان رفتن زیر پرچم کمپانی‌های بزرگ‌تر را نیز به عنوان زمانی برای پایان عمر یک استارت آپ، قبول نمی‌کنند. البته باید به این موضوع اشاره کرد که شرایط خرید استارت آپ‌ها توسط کمپانی‌های مختلف نیز متفاوت است. همچنین در صورتی که یک کمپانی وارد تالار بورس شده و سهام آن بصورت گسترده در اختیار افراد قرار گیرد، نمی‌توان دیگر این کمپانی را به‌عنوان یک استارت آپ شناسایی کرد.

 

در یک تعریف کلی می‌توان استارت آپ را به مجموعه‌ای تعمیم داد که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آن نیز کمتر از ۸۰ نفر باشد

اما در یک تعریف کلی می‌توان استارت آپ را به مجموعه‌ای تعمیم داد که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آن نیز کمتر از ۸۰ نفر باشد. همچنین باید به خصوصیات موسس استارت آپ نیز اشاره کرد. در صورتی که فردی با هدف تبدیل شدن به یک کمپانی بزرگ در سطح کشوری یاجهانی اقدام به تاسیس کمپانی خود کند، مجموعه‌ی زیر نظر وی را می‌توان استارت آپ و وی را موسس استارت آپ خواند.

 

در کشورمان نیز این روزها شاهد ظهور استارت آپ‌های متعددی هستیم. حتی کمپانی‌هایی نیز وجود دارند که در صورت مقبول بودن طرح و آنچه که استارت آپ در پی رسیدن به آن است، درصدد حمایت از این کسب و کار برمی‌‌آیند. با یک گشت و گذار ساده در اینترنت می‌توان نمونه‌های موفق استارت آپ‌های داخلی را نیز مشاهده کرد. توسعه‌ی یک ایده و راه‌اندازی یک استارت آپ پیش از داشتن ایده و ابزار، نیازمند خودباوری است. در صورتی که شما نیز ایده‌ای دارید، می‌توانید با سنجش تمام جوانب، استارت آپ خود را راه‌اندازی کرده و به عنوان یک کارآفرین شناخته شوید. کشورمان ایران در بسیاری از زمینه‌ها مکان بکری برای راه‌اندازی و ارائه‌ی سرویس‌های مختلف است.

به چه نوع کسب و کارهایی استارتاپ گفته می شود؟

بسیار پیش آمده که در دیجیاتو از خرید و فروش های میلیون دلاری در بین شرکت های دنیای تکنولوژی خبر داده ایم. سرویس های بسیاری در سراسر جهان با ایده هایی ناب به وجود می آیند و در مدتی کوتاه موفق می شوند مسیری صد ساله را در یک شب طی نمایند

موفقیت این شرکت های نو پا توجه دیگر افراد را نیز به مفهوم «استارت آپ» جلب کرده است. این روزها مقالات بسیاری در رابطه با چگونگی راه اندازی یک استارت آپ موفق در سطح اینترنت منتشر می شوند و کاربران بسیاری رؤیاهای خود را در راه اندازی استارت آپی متفاوت جستجو می کنند

«استارت آپ» چند سالی می شود که در ایران نیز رونق پیدا کرده است. برگزاری رویداد های مختلف وگردهمایی های متعدد در طول سال های گذشته کمک کرده تا همزمان با دیگر کشور ها، کاربران ایرانی نیز در تب و تاب استارت آپ راه انداختن قرار بگیرند.

داشتن یک استارت آپ آنقدر جذاب است که بسیاری از ما حاضر هستیم هم اکنون از کار خود استعفا دهیم و به سمت راه اندازی کسب و کار خود روانه شویم. اما آیا قبل از انجام این کار، به عواقب آن فکر کرده ایم؟ آیا به اندازه کافی نسبت به مفهوم استارت آپ آشنایی داریم؟

حمیدرضا احمدی، دبیر کانون کارآفرینی و یکی برگزار کنندگان رویداد استارت آپ ویکند در ایران، معتقد است که کاربران هنوز به درک درستی از مفهوم «استارت آپ» دست نیافته اند و بیشتر درگیر و دار تب و تاب جهانی آن هستند آقای احمدی بر همین اساس دست به قلم شده و تصمیم گرفته تا تعریف خود از استارت آپ را ارائه دهد. در ادامه مطلب مقاله ای که ایشان برای دیجیاتو ارسال کرده اند را می توانید مطالعه کنید.

یکی از بزرگترین اشتباهات کانون کارآفرینی ایران و بقیه فعالان حوزه استارتاپ‌ها، این بوده‌ است که کمتر در مورد معنی یک کسب و کار استارتاپی بحث و گفتگو کردیم و بسیار زیاد به معرفی استارتاپ ویکند، رویدادها و دورهمی‌های مختلف توجه کردیم. نتیجه‌اش هم این شده‌ است که یک گروه «استارتاپ» را با «استارتاپ ویکند» اشتباه می‌گیرند، و گروهی هم هستند که استارتاپ‌ها را یک جور مد روز می‌پندارند و به ارزش‌هایی که شروع کردن یک استارتاپ می‌تواند برایشان داشته باشد باور ندارند

 

این بحث را باید خیلی وقت پیش شروع می‌کردیم ولی به قولی جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعت است. در ادامه ۳ تعریف از یک استارتاپ آمده است که از منابع مختلف و تجربه شخصی به دست آمده اند. البته خیلی از جوانب کارآفرینی شهودی است و از طریق تعاریف و روش‌های بی‌شمار دیگری نیز می‌توان یک استارتاپ را تشریح کرد.

 

تعریف خیلی ساده یک استارتاپ: استارتاپ یک کسب و کاری است که قسمتی از آن مبتنی بر فناوری است. هر کسب و کار که بر پایه فناوری است، لزوما استارتاپ نیست، ولی همه استارتاپ‌ها به طرزی از وب، موبایل، اینترنت و تکنولوژی های جدید استفاده می‌کنند تا رشد بالایی داشته باشند و به تعداد کاربران بالایی برسند.

اگر هیچ علاقه‌ای به استارتاپ‌ها ندارید و تا صد سال دیگر هم نمی‌خواهید یک استارتاپ راه اندازی کنید، همین توضیح برای شما کافی است. توضیحات بهتر و دقیقتری هم هست که در ادامه خواهد آمد ولی همین توضیح کار شما را راه می‌اندازد. همانطور هم که می‌بینید، استارتاپ‌ها چیز عجیب غریبی نیستند که بعد از مدتی از «مد» بیافتند.

تنها وقتی حباب استارتاپ‌ها خواهد ترکید که چه در ایران، چه در سیلیکون ولی، مشتری‌ها از استفاده از تکنولوژی خسته بشوند. مثلا اگر یکی از مشتریان ثابت آمازون با خودش فکر کند که، نه خرید از طریق سایت آمازون همچین هم خوب نیست و ترجیح بدهد سوار ماشین شده، در ترافیک بشیند و به یک فروشگاه فیزیکی رفته و لپ تاپ جدیدش را حضوری با پول نقد بخرد. در آن حالت، احتمال سقوط استارتاپ‌ها بسیار بالا خواهد بود. در غیر این صورت به از مد افتادن این کلمه امیدوار نباشید.

توضیح قدری پیچیده تر یک استارتاپ: در کنار رشد سریع و نسبتا ارزان، امکانی که نرم افزار و فناوری به این کسب و کارها می دهد Scalabity است، که مقیاس پذیری یا گسترش پذیری ترجمه شده است. مقیاس پذیری یکی از مهمترین شرط‌های یک استارتاپ است که توضیح آن کمی سخت و به شرح زیر است:

نا متناسب بودن رشد بالای یک کسب و کار، نسبت به هزینه‌های آن، مقیاس پذیری نام دارد –

– آنچه گفته شده به چه معنی است؟ یعنی اگر به فرض درآمد کسب و کار شما نسبت به سال گذشته ۱۰ برابر شده باشد ولی هزینه هایتان ثابت مانده باشد، احتمالا به مقیاس پذیری رسیده اید.یا برعکس، اگر به فرض با ۲ برابر شدن درآمد کسب و کار شما، هزینه‌هایتان نیز ۲ برابر شود، این کسب و کار مقیاس پذیر نیست (حداقل در آن مقطع). توجه داشته باشید مقیاس پذیر بودن یا نبود ربطی به موفقیت کسب و کار شما ندارد و در حالت دوم سود شما نیز قاعدتا ۲ برابر شده و کسب و کارتان رو به رشد و پیشرفت است. ولی مقیاس پذیر نیست.

-کسب و کارهایی که مقیاس پذیر نیستند، معمولا خیلی زود به سقف میخورد. رستوران سر کوچه شما فقط ظرفیت پذیرایی از ۱۰۰ نفر را دارد. اگر آن رستوران بخواهد درآمد روزانه خود را ۲ برابر کند، باید یک شعبه دیگر با آشپز، میز و صندلی و گارسون جدید بزند که هزینه هایش نیز ۲ برابر میشود. ولی استارتاپی مانند اینستاگرام را در نظر بگیرید که از صفر تا ۳۰ میلیون کاربر را در ۲۴ ماه طی کرد، ارزش یک میلیادر دلاری را از فیسبوک گرفت، ولی کلا ۱۳ تا کارمند بیشتر نداشت. هزینه های اینستاگرام نسبت به رشد و تعداد کاربرانش بسیار ناچیز بود. یا استارتاپ واتس اپ، که ۴۵۰ میلیون کاربر جذب کرده بود، به قیمت ۱۳ میلیادر دلار فروخته شد و ۵۰ تا کارمند بیشتر نداشت. این شرکت‌ها مقیاس پذیر‌ اند، و دقیقا ارزش بالای آنها هم بخاطر مقیاس پذیری آنها است.

– نرم افزار، وب، موبایل، تکنولوژی‌های جدید خیلی می‌توانند به مقیاس پذیری کسب و کار شما کمک کنند. چون یک سایت می‌تواند در ماه اول  به ۱۰ نفر سرویس دهد، همان سایت با سرور های قوی‌تر (که قیمت ناچیزی دارند) می‌تواند ماه بعد همان سرویس را به ۱۰ میلیون نفر عرضه کند.

پس استارتاپ‌ها کسب و کارهایی هستند که رشد بالایی دارند و (معمولا از طریق نرم افزار و فناوری) میخواهند به مقیاس پذیری برسند.

توضیح پیچیده‌تر: حالا شاید با خودتان بگویید که چه خوب، اگر می‌شود سرویس با ارزشی ارائه کرد که با هزینه‌های ناچیز میلیون‌ها کاربر داشته باشد، چرا همه استارتاپ نمی زنند؟

چون در حال حاضر هیچ فرمول ثابتی برای راه اندازی و رشد یک سرویس استارتاپی وجود ندارد. هیچ کس نمی‌تواند به شما بگوید که اگر فلان کار را شروع کنید و کیفیت محصولتان خوب باشد، بی شک در ظرف ۳ یا ۴ سال می‌توانید مثل زاکربرگ دنیا را بگیرید و میلیادر شوید.

 

همه استارتاپ‌ها در حال جستجو برای پیدا کردن مدل تجاری ای هستند که ۱) مقیاس پذیر باشد و ۲) مشتریان زیادی جذب آن شود. ترکیب این ۲ مورد باعث می‌شود که خیلی از استارتاپ‌ها شکست بخورند. آمار جهانی می‌گوید که از هر ۱۰۰ استارتاپ ۹۰  تا از آنها شکست می‌خورند، و از ۱۰ تای باقی مانده فقط شاید یکی از آن‌ها به موفقیت استارتاپ‌های معروفی مثل آمازون و فیسبوک و گوگل برسند. اکثر استارتاپ ها هیچ وقت نمی‌توانند مشتریان زیادی را جذب کنند.

-احتمال بالای شکست باعث شده است که استارتاپ‌ها به روش‌های چابک و ناب، بیشتر و بیشتر رو بیاورند. بجای اینکه از روز اول شرکتی ثبت کنند و سر سهم شراکت با هم دعوا کنند، یک گروه موقت تشکیل میدهند که از طریق آزمون و خطا، راه‌های مختلفی را امتحان کند. بجای اینکه ۶ ماه درب اتاق خود را ببندند و کد بزنند، در ظرف ۶ روز یک محصول اولیه ای به تعدادی مشتری عرضه میکنند تا ارزش‌های محصول خود را با توجه به بازخورد مشتریان بسنجند. بجای اینکه طرح تجاری ۱۰۰ صفحه‌ای تالیف کنند و سعی کنند پنج سال آینده را پیش بینی کنند، در ۱۰ ساعت مدل تجاری خود را بر روی بوم کسب و کار پیاده می کنند و قدم به قدم با مصاحبه با مشتریان اولیه خود، به اعتبارسنجی فرضیات کسب و کارشان می پردازند. استارتاپ‌ها لازم است با برداشتن قدم‌های کوچک‌تر، حساب شده‌تر و با ریسک پایین‌تر جلو بروند.

 

پس تعریف آکادمیک یک استارتاپ می‌شود:

یک سازمان موقت که در جستجوی یک مدل تجاری مقیاس پذیر و پایدار است

ولی خوب این تعریف هم کاملا تمام زوایا و شرایط یک استارتاپ را توضیح نمی‌دهد. استارتاپ‌ها مثل شطرنج می‌مانند، قواعد بازی را می‌توان در چند دقیقه یاد گرفت ولی حرفه‌ای شدن، پیش‌بینی نیازهای بازار آینده، و ضریب موفقیت بالا، سال‌ها تمرین لازم دارد.

دلیلی که شور و شوق زیادی در ایران پیرامون مباحث استارتاپی است، جمعیت بالا، تحصیل کرده و جوان، به علاوه نفوذ اینترنتی بالای این کشور نسبت به کشورهای منطقه است. همچنین به دلیل راه اندازی ۳G توسط اوپراتورهای نسل اول و دوم و رشد بسیار بالای استفاده از تلفن‌های هوشمند، فضای مانور و گسترش بالایی در اختیار کسب و کارهای حوزه تجارت الکترونیک و استارتاپ ها قرار گرفته است. امیدواریم موفقیت آنها باعث انگیزه بیشتر در نسل بعدی از کارآفرینانی شود که صرفا به کارمندی و یا داشتن یک کسب و کار کوچک قانع نیستند.

راه اندازی یک استارت آپ در ایران چگونه است؟

روزنامه واشنگتن پست در مقاله ای به قلم مَت مک‌فارلند شرایط، موقعیت ها و محدودیت های راه اندازی یک استارت آپ در ایران را بررسی کرده. در این مقاله صحبت هایی از زبان برخی موسسان استارت آپ های ایرانی نقل قول شده که مراحل سخت و آسان انتخابشان در جایگاه یک کارآفرین ایرانی را به تصویر می کشد.

گروه جنگ نرم مشرق- حسام آرماندهی و نازنین دانشور احتمالا از اولین کاربران اینترنت در ایران بودند. پانزده سال پیش حسام از اولین بچه‌های دبیرستانی در تهران بود که به اینترنت دسترسی پیدا کرد و نازنین هم در آن زمان اوقات زیادی را در چت روم های یاهومسنجر میگذراند. امروز اما این دو صاحب دو استارت آپ موفق در تهران هستند. هر دو شغل هایشان را در اروپا رها کرده و به ایران آمده اند. کافه بازار که حسام ۲۸ ساله از موسسان آن است و تخفیفان که نازنین ۳۰ ساله آن را به شرکتی پرسود تبدیل کرده است. حالا دبیرستان حسام دارای اینترنت بی سیم است. نازنین هم دیگر وقت کافی برای چت روم ها ندارد، اما مدیرعامل فعلی یاهو -مریسا میر- الگوی اوست.

سایه های دره سیلیکون در تهران [و ایران] دیده می شود. جایی که با وجود محدودیت ها و چالش های قابل توجهی که برای راه اندازی یک شرکت تکنولوژیک دارد، با استارت آپ ها، مراکز شتابدهنده و شرکت های سرمایه گذاری تبدیل به مکانی برای رشد اکوسیستم های تکنولوژیک شده است.

به گفته  مدیر سرمایه گذاری در خاورمیانه  Eyad Alkassae      راه اندازی شرکت در ایران  Rocket Internet

به وضوح از هر کشور دیگری سخت تر است  به گفته برخی آگاهان اما، طی دو سال گذشته نقطه عطفی در رفع این مشکلات و محدودیت ها از سر این حوزه گذشته است

نازنین دانشور که پس از سه سال کار در آلمان به ایران بازگشته می گوید: ، وقتی که من به ایران آمدم هیچکس واژه استارت آپ را نمی‌شناخت .

به گفته سعید رحمانی که اولین شرکت سرمایه گذاری ایران -سرآوا- را تاسیس کرده: اگر شما به موارد مصرف واژه هایی همچون کارآفرینی، استارت آپ و سرمایه گذاری نگاه کنید، به نظر من با تمایلی حداقلی در اینجا روبرو خواهید شد. برای دو سال هیچ موردی دیده نمیشد. اکنون اما شما می توانید در مورد سرمایه گذاری حرف بزنید. سرمایه گذاری اینجا مُد شده است.

 

سعید رحمانی متولد ایران است و در سنین نوجوانی ایران را به قصد آمریکا ترک کرده. او برای   IBM      کار کرده و استارت آپی را نیز در آمریکا راه اندازی کرده است. پس از آن او برای یک شرکت اینترنتی به نام Naspers کار کرد و از او خواسته شد که موقعیت های سرمایه گذاری بازار استارت آپ های ایرانی را ارزیابی کند. نهایتا Naspers تصمیم گرفت از خیر سرمایه گذاری در ایران بگذرد، اما سعید به شخصه متقاعد نشد و تصمیم گرفت با توجه به پتانسیل های ایران به زادگاهش برگردد.

او و سایرین که ترکیبی از جوانان تحصیل کرده را تشکیل می دادند، متوجه شدند گسترش بازار موبایل و افزایش سرعت اینترنت می تواند دورنمای خوبی برای استارت آپ های ایرانی موفق باشد. دیجیکالا از پیشتازان صنعت استارت آپ ایران، فروشگاه آنلاینی شبیه آمازون است. به گفته بنیادجهانی استارت آپ ارزش این شرکت ۱۵۰ میلیون دلار است.

Imrs-1 مرکز توزیع ۱۰ هزار مترمربعی دیجیکالا در تهران اما نشانه های دیگری نیز موجود است. جشنواره وب ایران که در سال ۱۳۸۷ به منظور باز شناسی بهترین وبسایت های ایرانی آغاز به کار کرد ، در ابتدا تنها ۱۰۰ شرکت کننده داشت. اما در آخرین دوره آن ۸ هزار وبسایت حضور یافتندو ۴۵۰ نفرنیز برای همایش های آن ثبت نام کردند. مرکز Start-up Grind نیز واحدی را به منظور ارتباط با کارآفرینان و آموزش آنها در تهران راه اندازی کرده است.

هم اکنون سه مرکز شتابدهنده در ایران در حال کار هستند که آواتک یکی از آنهاست. آواتک ماه گذشته اولین مرحله کار خود را آغاز کرد. آنها به افرادی همچون رضا هاشمی ۳۸ ساله که از موسسان پرشین بلاگ است پیشنهاد همکاری به عنوان مربی دادند. هاشمی ۱۳ سال پیش پرشین بلاگ را راه اندازی کرد؛ در زمانی که بخاطر عدم آشنایی سرمایه گذاران با این حوزه، هیچ امکانی برای جذب سرمایه وجود نداشت.

اما حسام آرماندهی و نازنین دانشور که پیشروهای این مسیر هستند، با آگاهی از چالش ها، فرصت ها و با درک ناامیدی ها و سرخوردگی های راه اندازی یک شرکت اینترنتی در ایران، با قوانینی روبرو بودند که هم بازدارنده و هم کارساز بوده است .

سایت   Groupon      او بیش از  میلیون مشترک ایمیل دارد و روزانه ۲۵ پیشنهاد تخفیفی در آن قرار می     گیرد. در یکی از بهترین پیشنهاد های تخفیفی سایت او، ۲۰ هزار بلیط یک فیلم سینمایی فروخته شد کسب و کار سودآور نازنین دانشور- [که سایتی برای خرید گروهی‌ست]،   او همچنین سایتی شبیه سرویس تقریبا نمونه ای کپی شده از  Yelp  راه انداخته است .

اگرچه قوانین بین المللی در مورد ایران، مانع پیشرفت اقتصادی هستند، اما از سویی، خیال کارآفرینان ایرانی را تا حدودی از بابت رقابت با شرکت ها و رقبای خارجی که با محدودیت یا ممنوعیت فروش یا خدمات دهی در ایران مواجه هستند، آسوده می کند. با این حال موفقیت یک استارت آپ ایرانی نیز نهایتا با بن بست مواجه است و کارآفرینان امکان رویا پردازی های بزرگ برای گسترش تجارتشان در عرصه جهانی را ندارند. ضمن اینکه رشد منطقه ای نیز همیشه آنقدرها هم که به نظر می رسد ساده نیست.

به علاوه دانشور به مشکل دیگری نیز اشاره می کند. او به خاطر می آورد که در یکی از جلساتش با یکی از سرمایه گذاران بالقوه از او پرسیده شد: «رئیس شما کجاست؟» نازنین به او پاسخ داد: «من خودم رئیس هستم.» اما پاسخی که نازنین شنید این بود: «لطفا برو و با رئیست برگرد. ایده شما خوب است اما فقط با رئیست بیا و در موردش صحبت کن.

نازنین در پی دریافت این پاسخ، ناامیدانه و متاثر به خانه بازگشت و موضوع را با پدرش در میان گذاشت. پدرش در پاسخ به او گفت: به ایران خوش آمدی ..

نازنین اما جلسه مذکور را دوباره برنامه ریزی کرد و با پدرش به جلسه رفت. بدین ترتیب معامله جوش خورد. نازنین دانشور برای یک سال پدرش را در جلسات با خود می برد. پدر نازنین در ابتدای جلسات خودش را در جایگاه رئیس تشکیلات معرفی می کرد و سپس عقب می نشست و کار توضیح جزئیات را به دخترش می سپرد.

حسام نیز مشکلات خودش را داشته و از رفتار شرکت های دره سیلیکون نسبت به ایران نا امید شده بود. پس از دانشگاه، حسام که در یک برنامه آموزشی در سوئد پذیرفته شده بود، به زادگاهش برگشت. حسام در این باره می گوید: اگر به ایران باز می گشتم همه چیز را از دست می دادم. هر چیزی که خارج از ایران به دست آورده بودم. موقعیت کار در Airbnb و اندروید مارکت را داشتم. در حال از دست دادن همه چیز بودم، اما کماکان از شرایط [ایران] خوشحال نبودم. من حس کردم که باید همه چیز را در ایران خودمان بسازم.

 

در آن زمان کاربران ایرانی با محدودیت هایی در دسترسی به فروشگاه اپلیکیشن های اندروید مواجه بودند. این شد که در سال ۱۳۸۹ حسام با راه اندازی کافه بازار که فروشگاهی از اپلیکیشن های اندرویدی است، درها را برای کاربران ایرانی باز کرد. او ظرف سه ماه ۱۰۰ هزار کاربر را جذب کرد. هم اکنون بیش از ۱۰ هزار اپلیکیشن اندرویدی ایرانی که توسط دوهزار توسعه دهنده تولید شده اند در کافه بازار در دسترس کاربران ایرانی است و طبق گزارش بنیاد جهانی استارت آپ، ارزش کافه بازار ۲۰ میلیون دلار است.

آرماندهی برای مدیریت میزان رشد در فروردین ۱۳۹۱ از سرویس   Zendesk استارت آپی دانمارکی که امکاناتی مانند پشتیبانی بهتر را برای کافه بازار مهیا می ساخت استفاده کرد او تصور می کرد که به واسطه اروپایی بودن از تحریم ها علیه ایران در امان است. اما ناگهان پس از گذشت هفت ماه، سرویس مربوطه دسترسی او را قطع کرد   او از Zendesk خواست که یک نسخه پشتیبان از اطلاعاتش تحویل دهد. اما هرگز پاسخی دریافت نکرد.  همه ایمیل ها و تیکت های پشتیبانی مشتریان نابود شد.

بنابراین کافه بازار به سیستم استفاده از ایمیل برای پاسخ دهی به مشتریانش بازگشت. او قابلیت ها و امکانات  را از دست داد. قابلیت هایی که اجازه می داد میزان بازدهی سرویس پشتیبانی در پاسخگویی به مشتریان را مورد بررسی   قرار دهد. و تا امروز کماکان جایگزین مناسبی نیافته است.

در همین رابطه شایان شلیله که جشنواره وب ایران را راه اندازی کرده، می گوید: اگر شما به دنبال یک تکنولوژی باشید، اگر به دنبال یک ابزار باشید، اگر به دنبال خرید یک سرور باشید، اگر قصد سرمایه گذاری در سایر کشورها را داشته باشید، با وجود تحریم ها شرایط بدی خواهید داشت.

حسام آرماندهی همچنین پیش از این حسابی در مارکت اندروید گوگل داشت که در آن یک اپلیکیشن تقویم فارسی گذاشته بود. و حساب مربوطه بعدها توسط گوگل معلق شد.

در سال ۲۰۱۲ حسام در کنفرانسی در بارسلونا از اریک اشمیت -رئیس وقت گوگل- در مورد آگاهی اش از محدودیت های دسترسی به سرویس های گوگل در ایران پرسید.

اشمیت ابراز تاسف کرد و تنها به قوانین و تحریم ها علیه ایران استناد کرد. سپس با گفتن جمله: «جایی مثل زندان اینترنت ندارد»، جمعیت را به خنده انداخت.

آرماندهی در این باره می گوید: او حتی پاسخ سوال مرا با احترام نداد. این مساله باعث شد من انگیزه بیشتری برای آماده سازی سرویسی که گوگل به شهروندان ایران نمی داد داشته باشم.

سینا زند کریمی ۲۰ ساله از کسانی بود که در بازار موفقیت هایی کسب کرده بود. کسی که اپلیکیشن هایی را برای کافه بازار ساخته است. او ظرف دو ماه مبلغی معادل ۲۰ هزار دلار از طریق عرضه یک بازی اندرویدی در کافه بازار به دست آورده است. او می خواسته که یک استدیوی ساخت بازی های در ایران داشته باشد اما والدینش مانع او شده اند، تا زمانیکه تحصیلاتش را در دانشگاه صنعتی شریف به اتمام رساند. تعداد زیادی از دانشجویان و دانش آموزان از جمله افراد مستعد حوزه تکنولوژی به حساب می آیند؛ مانند موسسان سرویس دوست یابی  Zoosk.  ایران را به منظور ادامه تحصیل و راه اندازی کسب و کارشان ترک کرده اند، اما دلایل زیادی نیز می توان برشمرد که این افراد مستعد بتوانند در کشورشان نیز موفق باشند.

برادران ۳۵ ساله و دو قلوی محمدی -حمید و سعید- شرکت عظیمشان دیجیکالا را پس از ناامیدی از خرید یک دوربین DSLR در ایران راه انداختند. آنها نزدیک به دو ماه را برای خرید یک دوربین مناسب به تحقیق در سایت های فارسی پرداختند. و هیچ سایتی برای خرید آن در ایران پیدا نکردند. نهایتا دوربینی را از یک خرده فروش خریداری کردند سرانجام تصمیم به خرید یک دوربین نیکون D70 گرفتند.

 

اما تصاویری که با دوربین می گرفتند مات و بلااستفاده بود. وقتی آنها از یکی از دوستان عکاسشان در مورد عکس ها پرسیدند، او متوجه شد که لنز دوربین خریداری شده با یک نسخه غیراصل جابجا شده است. حمید محمدی در این باره می گوید: «فروشنده سر ما را کلاه گذاشت .

بنابراین برادرها پس اندازی معادل ۲۰ هزار دلار را بر روی این تجارت سرمایه گذاری کردند. آنها دفتری را از برادرشان قرض کردند و او مبلغ اجاره را برای یک سال از آنها نگرفت .

امروز اما دیجیکالا روزانه ۳ هزار سفارش جذب می کند. برادران محمدی فکر می کنند که ارزش ۱۵۰ میلیون دلاری شرکت‌شان بسیار بیشتر است. دیجیکالا هم اکنون ۴۵۰ کارمند دارد و انتظار می رود طی ۷ ماه آینده این تعداد به ۷۰۰ نفر برسد. این شرکت مراکز توزیعی را در ظرف ۲ ماه در ۱۶ شهر تاسیس کرده و بر روی امکان تحویل یک روزه در تمامی این شهرها مانور می دهد. تحویل تمامی اجناس فروشگاه توسط کارمندان دیجیکالا انجام می شود.

این شرکت از ابتدا سودده بوده. اما امسال دیجیکالا روی رشدش تمرکز کرده تا بازار ایران را بیش از پیش در دست بگیرد. اگرچه برادران محمدی برنامه هایی برای تمرکز بیشتر روی بازار ایران دارند اما آنها قصد گسترش تجارتشان به افغانستان، ترکمنستان و عراق را نیز دارند.

محسن ملایری که موسس مرکز شتابدهنده آواتک است می گوید: چیزی که اتفاق افتاده ایده آل و رویایی است و حالا که آنها توانسته اند به موفقیت هایی در بازار محلی دست یابند پس می توانند آن را گسترش هم بدهند.

                                                                                                                                                           با آرزوی موفقیت شما

MR.MBK

توسط | ۱۳۹۷/۸/۹ ۱۵:۱۰:۴۲ آبان ۹ام, ۱۳۹۷|استارت آپ های ایرانی, کارآفرینی و استارت آپ|